عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

274

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

سپس بنىعباس را مخاطب قرار داده ، به مقايسه آنها با اهل بيت عصمت و طهارت ( عليهم السلام ) مبادرت كرده و گفته است : أفى الحق ان يمسوا خماصا وانتم * يكاد اخوكم بطنه يتنعج وتمشون مختالين فى حجراتكم * ثقال الخطا اكفالكم تترجرج وليدهم بادى الطوى و وليدكم * من الريف ريان العظام خدلج تذودونهم عن حوضهم بسلاحهم * ويشرع فيه ارتبيل وابلج و قد الجمتهم خيفهء القتل منكم * و فى القوم حاج فى الحيازيم حوج و لم تقنعوا حتّى استثارت قبورهم * كلابكم منها بهيم وديزج آيا جز اين است كه اهل بيت ( عليهم السلام ) زاهدانه زندگى مىكنند ، در حالى كه هريك از شما با شكم‌بارگى ، پروار مىشويد ! و با تكبّر و تبختر و گام‌هاى شمرده ، شمرده رهسپار خانه‌هايتان مىگرديد ! نوباوه ايشان از گرسنگى [ زاهدانه ] جان مىسپارد و فرزند شما از رفاه و برخوردارى ، فربه و داراى استخوان‌هاى ستبر است . آنان را با سلاح خودشان ، از حق مسلمشان محروم نموديد ، در حالى كه حق ايشان را به دشمنانشان ، واگذاشتيد . بيم كشتار ناجوانمردانهء شما ، مُهرى است بر دهان ايشان ، حال آنكه بسيارى از آنان ، خار در چشم و استخوان در گلويند . به اينها بسنده نكرديد تا تربت ايشان را سگ‌هاى شما ، همچون « بهيم » و « ديزج » « 1 » كاويدند . اين حال و هوا ، گوياى آن است كه در اين مرحله متوكّل سركش و طغيان‌گر از يك طرف ، تحت تأثير افكار عمومى و از سوى ديگر ، رويارويى سپاهيانش با مقاومت شديد ساكنان كربلا و روستاهاى اطراف - چنان‌كه بسيارى از راويان و

--> ( 1 ) . ديزج ، كلمه‌اى فارسى و به معنى الاغ سياه بينى و لقب ابراهيم ديزج است ؛ همان كسى كه به دستور متوكلّ قبر امام حسين 7 را ويران كرد . او يهودى الاصل است .